تبليغاتX
فرهنگساز

 دیشب وقتی پیدا کردم تا چند تا فیلمی رو که یه مدت پیش خریده بودم یه نگاه بندازم. مجموعا فیلمهای خوبی بود و از انتخابهام راضی ام. یه نکته فرعی می گم و زود رد می شم. تکنیک های خرید و انتخاب فیلم:

۱- هیچ وقت به فروشندگان دی وی دی اوریجینال اعتماد نکنید.به دو علت اول اینکه فریب نخورید چون ممکنه مثل دی وی دی فروش کنار فرهنگسرا معتاد باشه و دی وی دی خالی یا سوخته بهتون بندازه و ثانیا اینکه در وسط فیلم به خاطر سرعت رایت بالا یهو جا نخورید که تصویر رفت یا ثابت شد و دیگه هندلی باید فیلم نگاه کنید.

۲- از افرادی خرید کنید که قبلا از اونها خرید کردید یا افراد مطمئن به شما معرفی می کنند.

۳- به محض دیدن یه فروشنده تصمیم به خرید نگیرید. از قبل فهرست خرید خودتون رو آماده کرده باشید. برای این منظور می شه از سایت imdb.com یا همان پایگاه بین المللی فیلم کمک بگیرید. فهرست تازه ترین ها، بهترین ها از نظر مخاطب و برندگان جوایز بین المللی در این سایت هست که میتونه به شما کمک کنه.

۴- یه راه جدید هم یاد گرفتم که امتحان شده است. معمول دی وی دی ها کاور داره. بالا و پایین کاور افتخارات و جوایز فیلم رو درج کرده . به این قسمت توجه ویژه داشته باشید.

تکنیک های انتخاب فیلم

بگذریم! دیدید خیلی هم طول نکشید!

اما یکی از فیلمهایی که دیدم و از تکنیک ۴ برای انتخابش استفاده کرده بودم و اتفاقا عکس بالا مربوط به همین فیلم هم هست نامش savages بود. اشتباه نکنید معنیش وحشی ها نمی شه! اسم علمه یعنی خانواده سویج. این فیلم رو به مناسبتی که چند روز پیش داشتیم یعنی ۹ مهر روز جهانی سالمند انتخاب کردم تا در وبلاگ راجع بهش بنویسم.

savages

صفحه اختصاصی فیلم در پایگاه بین المللی فیلم

پوستر فیلم سویج

کاور دی وی دی فیلم سویج

فیلم پیرامون خواهر و برادری است که در آمریکا زندگی می کنند و به دور از همدیگر هستند. مرد دکتری تئاتر دارد و خواهرش رمان نویس است. همه چیز روال عادی خود را دارد تا اینکه از شهر سان سیتی تماسی گرفته  و خطر ابتلای پدرشان به بیماری آلزایمر مطرح می شود. از اینجا به بعد داستان تکاپوی این خواهر و برادر برای پیدا کردن خانه سالمندان و ادای دین آنها به پدرشان است.

فیلم خیلی احساسی و به نحوی است که آدم در طول فیلم احساس وجدان درد می کنه. یکی دو تا دیالوگ جالب در این فیلم هست که مرده می گه.

۱- مرده به خواهرش می گه مطمئن باش با بردن پدر به خانه ی سالمندان مراقبتی که ما از اون خواهیم کرد خیلی بهتر از مراقبتیه که اون از ما کرد! (یعنی خوب بهش می رسند در حالیکه اون به ما نرسید. اما این جا یه نکته فراموش شده و اون اینکه گرچه پدر ممکنه کم کاری داشته باشه اما سایه اش بالای سر بچه ها بوده در حالیکه این فرزند عملا خودش رو از گذشته اش جدا کرد)

۲- خواهر خیلی وسواس داره که پدرش رو به بهترین خانه سالمندان ببره. برادرش بهش می گه: این کاتالوگ ها برای آرام کردن خیال توئه نه راحتی پدر. خانه سالمندان یعنی پوسیدگی یعنی بوی تعفن . این رنگارنگی برای اینه که تو فکر کنی حق پدر رو جا آوردی و اون رو به بهترین جا بردی.

من پیشنهاد می کنم دوستانی که علاقه به فیلمهای درام دارند حتما این فیلم رو ببینند و ازش لذت ببرند.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

عنوان مطلب بعدی: فرصتهایی که قاپیده می شوند اما نه برای ما

پیرامون اجلاس رسانه های جهانی در چین

 

 

 

نوشته شده توسط محمد لسانی  | لینک ثابت |

پیوند نامیمون منتقد و مولف سه شنبه 1388/07/14 9:36 بعد از ظهر

این عنوان مطلب بعدی منه که می خوام بنویسم. بهانه ی این نوشته هم جلسه ای بود که دیروز در فرهنگسرای رسانه برگزار شد: "نشست نقد و بررسی مجموعه تلویزیونی پنجمین خورشید"

محمدتقی فهیم مدرس و منتقد تلویزیون و سینما در این نشست حضور داشت و صحبتهایی رو مطرح کرد که از نظر من قابل توجهه. 

گزارش خبرگزای فارس از برنامه

گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی از برنامه

منتظر باشید برمی گردم.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

برگشتم!

مطلبی که می خواستم بنویسم در خصوص نقد و نقادی ِ آثار هنری و مخصوصا آثار رسانه ای در فرهنگ و کشور ماست. اگر کمی در جلسات نقد و بررسی فیلم ها و یا سریالها شرکت کرده باشید فهمیدید که حالتی شبه دعوا و نه مفاهمه بین منقد و کارگردان برقراره. اگر هم این حالت وجود نداشته باشه حالت بی تفاوتی راجع به نظرات و تصورات همدیگر نمایان می شود یعنی اصلا مفاهمه ای بین کارگردان و منتقد وجود نداره. به عبارتی  نگاه منتقد به اثر به نحوی است که باید چندین جلسه ی توجیهی، کارگردان محترم در سر کلاس منتقد حضور  داشته باشه که تازه مطلب براش جابیوفته.حالت سومی هم هست که یک جور دفاع شدید یا جبهه بندی پیش میاد. یعنی منتقدین حامی و منتقدین نافی ارزش یک اثر کاملا رو در روی هم می ایستند. این دسته کمتر پیش میاد اما وقتی پیش بیاد بیشتر بحث بین دو جناح منتقده و کارگردان بیشتر ناظر بیرونیه! مثل نقد مجموعه تلویزیونی بزنگاه که بین دو دسته منتقد بحث شدیدی در گرفت. بهانه ی اصلی هم این لفظ ِ "طنز فاخر" بود. امیر قادری معتقد بود طنز فاخر می تواند در دستشویی هم اتفاق بیفتد و به تصویر کشیدن صحنه های سرویس بهداشتی در مجموعه بزنگاه کاملا عالی مدیریت شده بود. در حالیکه منتقدین این مسئله را فضاحت کار کارگردان می دانستند.

اما نوعی هماهنگی هم ممکنه باشه. یادم میاد در جلسه ی نقد و بررسی فیلم دوئل که در سالن شهید مطهری دانشگاه بود و اتفاقا پرژکتور نور سالن در حین برنامه با صدای بلندی ترکید منتقد که آقای مستغاثی بود قبل از برنامه کاملا هماهنگ کرد که نمی خواد وارد بحث بشه و بیشتر از نقاط قوت فیلم می گه! به عبارتی به خاطر اینکه منتقد دستش به هیچ جایی بند نیست و از طرف دیگه اثر، عوامل و میانداری با کارگردانه بعضی وقتها منتقد حاضر به یک معامله می شه. نادیده گرفتن نقاط منفی در عوض محبوبیت پیش کارگردان یا تیم فنی. 

به هر حال به نظر می رسه منتقدین جایگاه خودشون رو در سیر تولید یک اثر رسانه ای پیدا نکرده و کمتر به عمل نزدیک بودند. به این خاطر تیزبینی ِاونها بیشتر پس از تولید به چشم میاد و هیچگاه تجربه ای در درج این تخصص خودشون در تولید نداشتند.


نوشته شده توسط محمد لسانی  | لینک ثابت |

کارکردهای رسانه برای یک شوخ طبع سه شنبه 1388/07/14 0:9 قبل از ظهر
سلام

این عنوان نمی دونم چقدر براتون جالبه اما حتما می دونم که صاحب این شوخ طبعی ها براتون جذاب خواهد بود. فرورتیش رضوانیه! این مطلب رو الان نمی نویسم چون یک ویروس بی پدر مادر بد جور مانع اتصالم به اینترنت شده. می ذارم فردا می نویسم چرا که تعهدی هم به برگشت داشته باشم. :) پس اگر کسی از شما تا حالا از شوخ طبعی ها و گل کاشتن های این پسر مطلع بوده در نظرات برام یادداشت بگذاره!

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

الان فردای دیروزه. این یک سیاست جدیده که از شما هم دعوت می کنم این سیاست رو عملی کنید و اون هم اینکه هر وقت مطلبی رو می نویسید عنوان مطلب بعدی رو بذارید تا کمی در موردش فکر کنید و  بعدا اون رو بنویسید.

بگذریم! فرورتیش (نام پادشاه ماد) نام جوانیه که الان در همشهری مسافر ستون های طنز رو در میاره و علاقه ی اصلیش هم سینمای اکشن هست و در این زمینه هم کار زیاد کرده و حتی با پیمان ابدی بدلکار مشهور و البته مرحوم هم دمخور بوده. اما به این علت که اکشن کاری در هنر تلویزیونی و سینمایی ما جدی انجام نمی شه کناره گرفته و قلم به دست به طنز می پردازه. کتاب 12 سپتامبر که مجموعه چند داستان طنز کوتاه از اوست در فرهنگسرای رسانه رونمایی شد درحالیکه فرورتیش لباس آتشنشانی را پوشیده بود. (مشاهده عکس)

اونچیزی که برای من اهمیت داره تخصص این بشر در خبرسازی و حقه های خبریه که تا حالا رسانه های زیادی رو به دام انداخته و باعث شده برای خبرهایی که اون بهشون تحمیل کرده بوده تکذیبیه بزنند.البته در بحث های علوم اجتماعی و ارتباطات می شه ذیل عنوان شایعه، نحوه ایجاد و مقابله با آن رد پای این بحث رو پیدا کرد.

چند نمونه از مهمترین خبرسازی و شایعه سازیهای اون رو می گم:

1- کج شدن برج میلاد که حتی در شبکه های ضد انقلاب هم بازتاب داشت و اونها این مسئله رو سرآغازی بر سقوط رژیم! دونستند!!!!!!

2- فاش شدن سمند طلایی بر اثر تصادف و تمایل تاجر روسی برای خرید آن. در یوتیوب هم فیلمی از طرف رضوانیه انتشار پیدا کرد تا این ادعا به حقیقت نزدیکتر شود. گفتنی است در جستجوی گوگل با تایپ سمند خواهید دید سمند طلایی در بالاترین جستجو ظاهر می شود.

3- فروش واحدهای برج میلاد با قیمت نجومی

4- و آخرین خبرسازی که خیلی هم انعکاس پیدا کرد و به این بهانه مطلب فعلی رو می نویسم بحث "پارک جومونگ". این خبر دو سه روز قبل تکذیب شد و تکذیب کننده هم خود همین فرورتیش بود.

استقبال از این خبر بیش از همه از طرف رسانه های جناح منتقد شهرداری و عملکرد قالیباف بود که وقتی معلوم شد یک دام برای اونها پهن شده بود حتما خیلی خورده توی حالشون!

تلاش هایی برای انتشار یک دروغ

(این تصاویر رو شاید برای اولین بار باشه که می بینید.)


من مصاحبه تلفنی رو با ایشون انجام دادم که از علاقه مندان دعوت می کنم حتما بشنوند.برای شنیدن مصاحبه اینجا را کلیک نمایید

نوشته شده توسط محمد لسانی  | لینک ثابت |

اولین تجربه تماشای تئاتر رو با زحمتی که به دوست عزیزم کمیل سهیلی برای خرید بلیط دادم چند روز پیش چشیدم. البته این تنها تجربه تئاتری من نیست. پیش از این در دو تئاتر هم نقش ایفا کردم. اولیش مربوط میشه به مقطع راهنمایی که در نقش نقاشی بودم که پشت تابلو فقط پاش دیده می شد! و دومین تجربه رو هم در دبیرستان داشتم که نقش اول بودم و یکساعت و اندی روی صحنه بودم. نقش لوکوموتیورانی رو داشتم که خونه اش ازش گرفته شده بود و بعد سالهای زیاد اومده بود تا با خاطراتی که در اون خونه داشته زندگی کنه. 

از اینها بگذریم تئاتر رومولوس کبیر رو به همه ی دوستداران هنر توصیه می کنم ببینند به چند دلیل:

1- گذری بر تاریخ که ناخودآگاه زمانه ی فعلی رو نیز ترسیم می کنه. تصویری از دوران فعلی در تاریخ جهان.

2- تصویر متفاوتی که از تمدن روم میده. معمولا ما و شما از اقتدار و ابهت تمدن روم و یونان شنیدیم اما در این نمایش از اوج ذلت و تحقیر روم صحبت می شه.

3- بازیگران قوی و حتی تلویزیونی سینمایی از جمله رحیم نوروزی، محمود جعفری و ...

4- غنای یک متن آلمانی رو می شه در این نمایش دید چرا که اصل نمایش آلمانیه و فردریش دورنمات نویسنده ی اصلی است و حمید سمندریان اون رو ترجمه کرده.

5- رگه هایی از طنز در سرتاسر کار گسترانیده شده که بسیار جذاب و به دور از لودگیه

6- ریتم سریع و به عبارت دیگه به دور از ملالت و خستگی

7- چگالی بالا! و پرمایه بودن. می شه گفت بسته ی پیامهای فیلم متعدد و عمیقه

8- استفاده از افکت های صوتی مناسب، نورپردازی و بازیگردانی خوب

9- احساس تعلق و وابستگی با هنرپیشه ی اول فیلم سیامک صفری که پادشاه روم، شخصی زیرک، و دارای صدا و حرکات بسیار حساب شده و حرفه ای است. جا داره این رو بگم که رومولوس شخصیه که اعتقاد به حکومتداری نداره و معتقده بسیار برای این حکومت خون ریخته شده پس باید حکومت تاوان پس بده. او تصمیم می گیره با لودگی و عدم مدیریت، عامدانه روم رو به سراشیبی سقوط بسپاره و در این مسیر حتی زمانی که مطلع می شه ژرمن ها به کشورش حمله کردند هیچ عکس العملی نشون نمی ده تا اینکه قصرش فتح می شه.

به ترتیب از راست به چپ: رحیم نوروزی نامزد دختر رومولوس، سیامک صفری رومولوس، سهراب سلیمی پیشکار رومولوس، محمود جعفری پادشاه روم شرقی که در ادامه از دست ژرمن ها به رومولوس پناهنده می شود.

قیمت بلیط این تئاتر 8000 تومان و از 5 مهر تا 22 آبان ماه هم بر روی صحنه باقی خواهد ماند. زمان نمایش 110 دقیقه و از ساعت 8.15 دقیقه ی هر شب غیر از شنبه و ایام تعطیل قابل دیدنه. نادر برهانی مرند کارگردان این نمایش هست که مصاحبه ای با برنانیوز در مورد تئاترش انجام داده که می تونید بخونید:

http://www.bornanews.com/Nsite/FullStory/?Id=308002




نوشته شده توسط محمد لسانی  | لینک ثابت |

یک اشتباه، یک فرصت پنجشنبه 1388/07/09 5:40 بعد از ظهر

امروز اتفاق جالبی برام افتاد. در جی میلم دیدم یک صورتجلسه اومده. صورتجلسه مربوط به سیاستگذاری سازمان ملی جوانان در خصوص اوقات فراغت! جی میل اشتباهی برای من فرستاده بود و سه دلیل براش ذکر کرده بود:

Receiving someone else's mail

There are three common reasons why Gmail users think they're receiving someone else's mail. Please select the description that matches your situation below

Your address is similar but has more or fewer dots (.) or different capitalization

Your address isn't listed at all

You're receiving spam that's not addressed to you

برای من دلیل اول درست بود. اینکه یک نقطه کم تایپ شده بود و چون در جی میل ایمیل دیگه ای همچون ایمیل من ثبت نشده بود برای من فرستاده شده بود. پس بدونیم و بدونید که زیاد هم این راه های ارتباط دیجیتالی مطمئن نیست.

من نمی خوام از موارد مندرج در اون گزارش چیزی بگم چون اسناد داخلیه یک سازمانه اما می خوام با هم راجع به فراغت فکر کنیم. من یک جستجوی ساده کردم و دیدم در این زمینه می شه از اینترنت کمک فراوان گرفت. اول اینکه در حوزه تعریف فراغت (Leisure) یا وقت آزاد (Free time) چه تعاریفی وجود داره.دائره المعارف اینترنتی ویکی پدیا وقت آزاد یا فراغت رو اینطور تعریف می کنه:

بازه زمانی که خارج از کار و فعالیت اجباری خانه صرف می شود. همچنین می توان آن را بازه زمان سرگرمی و در اختیار خود بودن پیش یا پس از فعالیتهای ضروری همچون خوردن، خوابیدن، کار کردن یا تجارت کردن، حضور در مدرسه و انجام تکالیف تحصیلی دانست.

Leisure or free time, is a period of time spent out of work and essential domestic activity. It is also the period of recreational and discretionary time before or after compulsory activities such as eating and sleeping, going to work or running a business, attending school and doing homework

http://en.wikipedia.org/wiki/Leisure

در صفحه ی اختصاصی اوقات فراغت در این دائره المعارف چند نکته دیگه هم وجود داره. اول اینکه این حوزه از سوی اندیشمندان علوم مختلف جدی گرفته شده و هم اکنون رشته مطالعات فراغت یا (Leisure studies ) تأسیس شده است. این حوزه که زیرمجموعه علوم اجتماعی قرار دارد بر چند حوزه اصلی از جمله فراغت، سرگرمی و توریسم توجه ویژه می نماید.

از حوزه های مختلف می توان به فراغت توجه نمود اما یکی از عمومی ترین آنها نظریه روانشناسی اجتماعی است که پروفسور نیلینگر (Neulinger) سعی نموده است با ارائه سه معیار به آن نظم بخشد. در معیارهای سه گانه ی او تأکید بیش از حد بر ارادی بودن و نه اجباری بودن فراغت صورت می پذیرد.

رویکردهای مختلفی برای فراغت قائل می گردند که از آن میان می توان به فراغت فعال و فراغت منفعل اشاره کرد. در فراغت فعال جسم و ذهن انسان درگیر می گردد از جمله یوگا و یا در صورت فعال تر آن فوتبال. اما در فراغت منفعل آنچنان که باید فکر و جسم انسان دخیل نیست به طور مثال تماشا کردن تلویزیون.

در پایان اشاره می کنم که سایت انسانشناسی و فرهنگ از دکتر فکوهی صفحه ویژه ای را به فراغت اختصاص داده است که حتما می توانید به آن سری بزنید:

http://anthropology.ir/branches_leisure

همچنین سازمان ملی جوانان که متولی مدیریت اوقات فراغت جوانان می باشد سامانه ای را برای ثبت اطلاعات کشوری این حوزه تشکیل داده است که دانلود فرم های اطلاعاتی این سامانه شما را با نهایت فقر معرفتی این حوزه در کشور ما آشنا می کند. جالب آنست که در فرم تکمیل شاخص های کیفی شما با فهرستی از عناوین کمی مواجه هستید که باید با درصد آنها را تکمیل نمود:

http://www.faraghat.org



نوشته شده توسط محمد لسانی  | لینک ثابت |

واروژ در فرهنگسرای رسانه چهارشنبه 1388/07/08 8:10 بعد از ظهر

چون از امروز شروع کردم به نوشتن خبر دیشب فرهنگسرا رو می ذارم. دلم می خواست خبرهای قبلی رو هم بذارم که دیگه این کار رو نمی کنم این هم فقط به خاطر تعهد به "به روز بودن" اما عکس هاش رو می ذارم.  دیشب واروژ کریم مسیحی کارگردان فیلم سینمایی تردید اومده بود فرهنگسرا. تردیدی که تا الان صد میلیون بیشتر نفروخته و برنده سه سیمرغ و نامزد 10 تای دیگه! سیمرغ بهترین کارگردانی، فیلمنامه و اقتباس از جشنواره بیست و هفتم فجر. نمی دونم فیلم رو دیدید یا نه اما من در شرایط بی خانمانی مجبور شدم برم ببینمش تا چند ساعتی بگذره و بتونم برم خونه. (دلیلش بمونه!) اما به نظر من نهایت تفکر یک روشنفکر در تقلید از هملت بود. همه ی زیبایی های ممکن از کار گرفته شده بود تا صرفا یک تقلید باشه.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8807080191

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8807080262


کارگردان، تهیه کننده، نویسنده، بازیگران سریال نردبام آسمان در فرهنگسرای رسانه

کارگردان، منقد و دو بازیگر مجموعه عبور از پاییز در فرهنگسرای رسانه


نوشته شده توسط محمد لسانی  | لینک ثابت |

شروع جدید! چهارشنبه 1388/07/08 7:41 بعد از ظهر
با سلام به خوانندگانی که می آیند و می خوانند. اگر هم کسی نیومد عیبی نداره خوب به خودم سلام می گم. کسانی که از سابقه ی این وبلاگ اطلاع دارند می دونند که چند باری در یک بازه ی زمانی به روز شد اما یهو شش هفت ماهی رفت به محاق و بعدش باز یکی دو پست مطلب بهش اضافه شد و یه اتفاق جالب هم افتاد. نویسنده ی زرنگ (زرنگی از سر اجبار) تاریخ نوشته های قبلیش رو عوض کرد و به ظاهر سعی کرد وبلاگش رو خیلی به روز نشون بده . الان هم که نویسنده مستأصل وقتی دید نوشته های قبلیش تاریخ مصرف گذشته شده همه اش رو پاک کرد تا یه شروع جدید! داشته باشه. شروعی که با یک رویکرد جدید همراهه. رویکرد جدیدم رو می گم اما در ابتدا به این سوال می خوام جواب بدم:

چرا وبلاگهامون رو نمی رسیم به روز کنیم؟! اگر فعل این سوال رو جمع گفتم به خاطر اینه که فکر می کنم این مسئله ی دارای عمومیته اما به صورت ویژه مسئله من هم هست.

اول: شاید اولین جواب این باشه که زمانه ی وبلاگنویسی گذشته. وبلاگ دیگه نه کلاس داره نه خواننده. پس به چه دردی می خوره! همون کوزه و آب خوردن رو یادتون بیارید.

دوم: مهمترین ویژگی یک وبلاگنویس خوب و وبلاگ خوب اینه که یه نظم ظاهری در به روز شدنش باشه. از یک دیدگاه دیگه شاید بیشتر از اینکه این مسئله به نظم مرتبط باشه به تعهد مربوط بشه. تعهدی که فرد به وبلاگش و به زمانی که باید برای وبلاگش کنار بذاره داره.خلاصه اینکه ما نظم و تعهدمون رو از دست دادیم! و یا اصلا نداشتیم! به قول بعضی از "بیخ"

سوم: فکری نداریم که تراوش کنه و به نوشته برسه. قلم هست اما در اختیار توهم یا نظره در اختیار فکر نیست. می گیم اما به قول بعضی دوستان : "باد هواست" ( نکته : اگر می گم فکر این به این معنی نیست که نوشته هامون باید خیلی عمیق باشه که معلوم بشه فکر داشتیم بلکه زاویه دید منظورمه. از دید خودمون به مسائل نگاه کنیم و نظرگاه خودمون رو داشته باشیم.)

چهارم: خودارضایی بیش از حد! یعنی برای دل خودمون می نویسیم و اصلا خواننده مد نظرمون نیست. باید نیاز و نگاه مخاطب رو ارضا کنیم و بهش پاسخ بدیم. چون به فکر مخاطب نیستیم لذا مخاطب نداریم و وقتی مخاطب نداریم یواش یواش دیگه کنار می کشیم و نمی نویسیم.

پنجم: نگاه بیش از حد سیاسی انتقادی هم می تونه باعث این بشه که به روز نشیم. اینکه اگر بنویسیم فیلتر می شیم و اینکه از چی بنویسیم وقتی همه چی در نطفه خفه می شه. بعضی هم که بیشتر از عوام هستند حتی معتقدند اصلا این طرف آب ها اتفاقی نمیوفته که بنویسیم هر چی هست اون طرف آبها و البته کنار سواحله!

ششم: دانشجو شدن، کارمند شدن و البته برای اشخاصی از جمله من مدیر شدن هم می تونه باعث کلاس کاری مضاعف و در نهایت کناره گیری از این بچه بازیها!! بشه. در جامعه ای که علم نیست، دانشجو. در جامعه ای که کار نیست، کارمند و در جامعه ای که همه آدم کوتوله هستند، مدیر خیلی خیلی جایگاه داره. پس حتما اگر به این مناصب رسیدید از وبلاگنویسی فاصله بگیرید.

هفتم: "امکانات نداشتیم که نتونستیم اگر داشتیم آپولو هوا می کردیم" بله این آقا درست می گن. یعنی نداشتن کامپیوتر، سیم، خط تلفن، پول ADSL و مخصوصا اتاق اختصاصی و ترجیحا خالی هم می تونه به کناره گیری از وبلاگ نویسی بینجامه.

به نظر من این هفت عامل مهمترینه. میشه گسترده اش هم کرد اما به همینجا اکتفا می کنم.

اون رویکرد جدید هم که گفتم می خوام داشته باشم اینه که با وبلاگم راحت باشم. می خوام هر روز ببینمش و اولا خیلی ذوق زده اش نباشم. ثانیا خیلی باهاش رسمی نباشم و ثالثا اینکه خیلی هم بهش رنج دوری رو ندم چون واقعا خیلی گناه داره!

نظر شما چیه؟

نوشته شده توسط محمد لسانی  | لینک ثابت |